مؤلف مجهول

274

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

بر هر عضوى از اعضاى وى بدميد ، و به دست مبارك خود سينهء مبارك « 1 » مير عبد الوهاب را ماليد ، بعد از آن گفت : اى فرزند ! بدانكه نصف مرتبهء خود را به تو دادم ، ديگر در كار خود مستحكم باش ، و درويشان پدر خود را ضايع مگذار ، و بدانكه پسر آن است كه عمارتى كه پدر سالها در آن « 2 » مشقت كشيده باشد ، او را معمور و مزين دارد ، و حال آنكه ترا از پدرت استعداد « 3 » بيشتر است ، بايد كه مع زيادتى كار كنى . اين سخن چون مير عبد الوهاب از حضرت خواجه عليه السلام « 4 » بشنيد ، « 5 » خوشحال شد و درويشان را تربيت كردن آغاز كرد . در اندك فرصت جميع درويشان را تربيت كرد و به مقصود رسانيد . و « 6 » خود تربيت از باطن حضرت « 7 » خضر عليه السلام يافت و سه روز قطب بود . روز « 8 » چهارم در تاريخ ششصد و شست و پنج در ماه رجب المرجب روز چهارشنبه نيم‌چاشت در خراسان وفات كرد . در آستانهء خواجه قيام الدّين در محاذات « 9 » قبر حضرت خواجه دفن كردند . بعد از وفات يكى در خواب ديد ، پرسيد كه « 10 » : اى بزرگوار ! كيفيت حال چگونه است ، و خداى « 11 » با تو چه كرد ؟ گفت : اى درويش ! آن كرد « 12 » كه به حضرت خواجه « 13 » شمعون نبى عليه السلام كرد « 14 » كه من « 15 » بر ظهر اويم . و الله اعلم « 16 » .

--> ( 1 ) - ب : - مبارك ( 2 ) - ب : - در آن ( 3 ) - الف : ترا از پدرت استعداد ، ب : ترا استعداد از پدرت ( 4 ) - ب : - عليه السلام ( 5 ) - ب ، ت : + به غايت ( 6 ) - ب : + خواجه عبد الوهاب ( 7 ) - ب : خواجه ( 8 ) - ت : - روز ( 9 ) - الف ، ت : محازات ( 10 ) - ب : - كه ( 11 ) - ب : و حضرت خداوند جل‌جلاله ( 12 ) - ب : - كرد ( 13 ) - ب ، ت : - خواجه ( 14 ) - ب : نبى كرد عليه السلام ( 15 ) - ب : - من ( 16 ) - ت : + بالصواب و اليه و المرجع و المآب .